گروه فیلمنامه نویسی زیرمتن
این برای چندمین بار بود که به خاطر من و امثال من با خانمش حرفش می شد . وقتی که او سوار ماشین دوستش شد من و چند تای دیگه تو ماشین دوستش بودیم که موقع پیاده شدن ، با خنده دستی به گونه های من کشید و من هم با او پیاده شدم . در خونه رو باز کرد و در حالیکه...
Lire la suiteامام زاده رو با زوارش میشناسن چندین سال پیش تکه زمینی بودم در انتهای کوچه ای نسبتا باریک و محلی از اعراب نداشتم در میان آن همه مغازه و دکون و خونه هایی که اغلب ، علما تدریس می کردند علوم دینی را همیشه از خدا می خواستم به نحوی مفید باشم و از شماتت در و...
Lire la suite